|
ازهمه دنیا فقط تو...... دل نوشته
|
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 21:1 ] [ vadod ]
[ ]
امروز تولدمه...
زنده موندم خدایا یه دنیا ممنونتمممممممممممممم....شکرتتتتتتتتتتتت دوستان عزیزم وروجک عزیزم شرمندم کرده وبرام تولد گرفته...اونجا دور هم جمع بشیم .بعد همه نظرات رو میارم اینجا یادگاری یه دنیا دوستون دارم همه آرزوم الان اینه که یه روز تولدم در کنار دوستان وبلاگیم و مجازیم باشم . پس من الان نظر این پست رو میبندم تا همه بریم ومزاحم ورجک جان بشیم آدرس وروجک من [ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 5:59 ] [ vadod ]
[ ]
میثم عزیز و بزرگوارم تولدت مبارک ...
. شرمندم که نمیتونم یه پست درست و حسابی بزارم برادر گلم امیدوارم خدا بهت عمر با عزت بده زیر سایه پدر مادر و خواهر مهربونت . تو یه ماه گذشته بیشتر از پیش درکت کردم... کوه صبری عزیز . برامون خیلی عزیز... [ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 13:33 ] [ vadod ]
[ ]
اول این پست رو با کامنت دوست عزیزم آقا محسن بزرگوار( وبلاگ عزل عزل زمونه) شروع میکنم که همین چند روز گذشه برام گذاشتن...
. خدايا نعمت عافيت مبدا همه نيازها و عاقبت بخيري مقصد همه نيازهاست، بين اين مبدا تا آن مقصد، والاترين نيازها، دلخوشي است، به بزرگيت سوگند آنرا به تمامي کساني که دوستانمند عطا فرما . تقربا تو یه ماه گذشته میشه گفت از بعد تعطیلات نوروز یه سری اتفاقات تلخ و شیرین برام افتاد که قشنگترینشون تولد عزیز دوستم بود که خبرشو گفتم و یه دنیا حسرت به دلمه برا دیدنش که میدونم تا وطن تیام این اتفاق نمیفته ... و اما بعدش ... ...انقدر اینجا درمونده و تنها بودم و نمیدونستم به کی بگم که امدم و گفتم برام دعا کنین ....روزهای سختی رو پشت سر گذاشتم ...ساعاتی رو که باورم نمیشه گذشتن.تقریبا حدود ده روزی بعدش از شدت سر درد و ضعف دیگه حسرت یه دورکعت نماز مونده بود به دلم دلم نمی خواد اینها رو اینجامیگفتم ولی چون ناخواسته باعث نگرانی و سردر گمی عزیزانم با پستهای کوتاه و نامفهومم شده بودم لازم دیدم یه توضیح مختصری بدم . پ.ن تو روزهایی که بهم گذشت ...تو دوستان مجازیم خیلیها که فکرشم نمیکردم امدن و برام کامنت گذاشتن و ... برا بعصیها هم انگار بود و نبودم یکی بود( نفسم گره میخوره تو سینم از این فکر ) به هر حال گذشت... چه آمده باشی و چه نه....برایم عزیزی
[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 4:46 ] [ vadod ]
[ ]
از محبت و همدلی همهتون سپاسگزارم
نمیدونم برا تشکر چی بگم... اجر همتون با فاطمه زهرا که تنهام نذاشتین و دلگرمم کردین . سیستم ندارم این چند جمله رو هم با موبایل دارم مینویسم . دستتونو میبوسم و خدمت میرسم [ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 19:44 ] [ vadod ]
[ ]
دعا کنین
با دلهای پاک و مهربونتون . . عزیز دل خدا نکنه برات اتفاقی بیفته ...من بعد تو نه زبونم لال .
خدایا منو اینجوری امتحان نکن ........ [ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 19:36 ] [ vadod ]
[ ]
خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااا شکرت
دیر فهمیدم..دور روز پیش خدایا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت . اینقدر هولم نمیدونم چی بنویسم ممنونم خداااااااااا ممنونم
[ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 12:14 ] [ vadod ]
[ ]
خدایا شکرت که به من دادیش.....
تا همیشه مراقبش باش [ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 22:50 ] [ vadod ]
[ ]
![]() پ.ن ۱ اینم فال حافظ به نیت همتون
[ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 10:28 ] [ vadod ]
[ ]
خدایا این ساعتهای آخر سالی... مثل جون کندن میمونه برا من... آخه چرا؟ چقدر سخت میگذرن... همه حسم اینه که خیلی کارها ناقص موند ...انگار یه چیزی رو دارم جا میذارم تو سال نود که دیگه مخصوص همین ساله... که دیگه نمی شه جبران کرد ... هرچند همه روزهات مثل هم شروع بشن... کاش مثل خونه که تکوندیمش و تمیز شد... تمیزی روحمونم شفاف و قابل دیدن بود... کاش می شد به راحتی آلودگیهارو برداریم و خودمون لذت ببریم ... کاش به راحتی میتونستیم تشخیص بدیم خوبی و بدی رو کاش هفت سین دلمونم به قشنگی هفت سین سفره سال تحویلمون باشه.... . سال نو تون قشنگ سفرهای دلتون بابرکت روحتون مثل همیشه زلال و زیبا سایه خونوادهاتون بر سزتون سبز و روح در گذشتگانتون شاد و قرین رحمت الهی . . برام خیلی دعا کنید.... . پ.ن کاش وقت تحویل سال خواب نمونین اینجا که میشه ۱۴/۱ بعدالظهر به وقت کوالالامپور
[ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 6:38 ] [ vadod ]
[ ]
|
|||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||||